زمزمه های عارفانه...

» زمزمه های عارفانه...

دعای هفتم صحیفه سجادیه؛

نیایش حضرت زین العابدین ع در کارهای مهم و هنگام سختی ها...


۱_ ای آن که گره کارهای فروبسته به سرانگشت

تو گشوده می شود، و ای آن که سختی دشواری ها با تو آسان می گردد و آن که راه گریز به سوی رهایی و آسودگی را از تو باید خواست.

۲_سختی ها به قدرت تو به نرمی گرایند و به لطف تو کارها فراهم آیند. به قدرت تو قضا به انجام رسد و چیزها، به اراده‌ی تو موجود شوند


۳_و خواست تو را، بی این که بگویی، فرمان برند و از آنچه خواست تو نیست، بیان که بگویی، رو بگردانند


۴_تویی آن که در کارهای مهم بخوانندش، و در ناگواریها بدو پناه برند. هیچ بلایی از ما برنگردد مگر تو آن بلا را بگردانی، و هیچ اندوهی برطرف نشود مگر تو آن را از دل برانی


۵_ای پروردگار من، اینک بلایی بر سرم فرود آمده که سنگینی اش مرا به زانو در آورده است، و به دردی گرفتار آمده ام که با آن مدارا نتوانم کرد.


 ۶_این همه را تو به نیروی خویش بر من وارد آورده ای و به سوی من روان كردهاي..

۷_آنچه تو بر من وارد آورده ای، هیچ کس باز نبرد، و آنچه تو به سوی من روانہ کرده ای، هیچ کس برنگرداند دری را که تو بسته باشی، کس نگشاید، و دری را که تو گشوده باشی، کس نتواند بست

آن کار را که تو دشوار کنی، هیچ کس اسان نکند، و آن کس را که تو خوار گردانی


۸_پس بر محمد و خاندانش درود فرست

ای پروردگار من، به احسان خویش در آسایش به روی من بگشا، و به نیروی خود، سختی اندوهم را در هم شکن، و در انچه زبان شکایت بدان گشوده ام، به نیکی بنگر، و مرا در آنچه از تو خواسته ام، شیرینی استجابت بچشان، و از پیش خود رحمت و گشایشی دلخواه به من ده، و راه بیرون شدن از این گرفتاری را پیش پایم نه


۹_و مرا به سبب گرفتاری، از انجام دادن واجبات و پیروی ایین خود باز مدار.


۱۰_ای پروردگار من، از آنچه بر سرم آمده، دلتنگ و بی طاقتم، و جانم از تحمل آن اندوه که نصیبم شده، آكنده است

 و این در حالی است که تنها تو می توانی آن اندوه را از میان برداری و آنچه را بدان گرفتار آمده ام دور کنی. پس با من چنین کن، اگر چه شایسته ی آن نباشم، ای صاحب عرش بزرگ.

آخرین مطالب این وبلاگ